محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1382

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

گشت ، و رضا خان قاجار قوانلو به حراست آمل و لاريجان محكوم شد . نيز از وقايع اين سال آنكه زكيخان زند برادر امّى كريمخان كه به دستاويز ابو الفتح خان بن وكيل با ساير خوانين زند مخالفت نموده و بر آنها غلبه كرده همه را مقتول ساخته بود عليمراد خان خواهرزادهء خود را به حراست اصفهان فرستاد و از آنجا مأمور نظم امور رى و قزوين و دار المرز كرد . در اين اثنا ذو الفقار خان خمسه‌اى به دعوى سرورى از خمسه به قزوين آمد و پس از مقاتله با عليمراد خان شكست فاحش يافته منهزما معاودت نمود و عليمراد خان مظفر و منصور به طهران بازگشت و محمّد قلى خان سياه و محمّد قلى خان سفيد از خوانين لاريجان نزد وى آمدند و عليمراد خان آنها را با محمود خان افغان به تسخير مازندران روانه كرد مشار اليهم به تنگهء عبّاس‌آباد آمده مهيّاى قتال و مستعد جدال شدند . حضرت آقا محمّد شاه برادر خود جعفر قلى خان را با لطفعلى بيگ سركردهء لشكر سوادكوهى به دفع ايشان فرمان داده پس از جنگ سخت در آن كوهستان پردرخت ، زنديّه منهزم و بسيار از آنها مقتول شدند . عليمراد خان زند غفور خان نامى را در طهران گذاشته خود روانهء اصفهان شد و حضرت آقا محمّد شاه عزيمت طهران فرمودند ، و مجدّدا رضا قلى خان و مرتضى قلى خان بناى مخالفت را گذاشته خواستند با خوانين دولّوى ورامين همدست شوند . حضرت شهريارى جعفر قلى خان را از پيش روانه نموده ، بنه و آغروق را به مهديقلى خان سپرده بعد از آن نهضت‌فرما گرديده به سعدآباد ورامين به خانهء محمّد خان ولد رفيع خان كه با آن حضرت نسبتى داشت نزول اجلال فرمودند و ميرزا محمّد خان و مصطفى خان و رحيم خان و محمّد خان و ساير بزرگان دولّو مجدّدا بر خدمت و سلطنت حضرت پادشاهى اتفاق كرده و عذر رضا قلى خان را خواسته او را روانه نمودند . ناچار ساير خوانين و بزرگان دولّو از در معذرت و انقياد درآمدند و موكب شاهانه به فيروزآباد طهران توجّه فرمود - هم در اين اوان ذو الفقار خان افشار خمسه‌اى به تسخير طهران شتافت و جعفر قلى خان قاجار در قريهء قشلاق او را جلوگير شده به جنگ پرداختند . آخر الامر ذو الفقار خان مغلوب شده به قزوين فرار كرد و جمعى از لشكريان او اسير و مقتول شدند و ذو الفقار خان بعدها با هدايت اللّه خان گيلانى درانداخته و به جدال پرداخته اين